جلال جلالى زاده
171
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
يا موافق حكم مذكور است ، كه مفهوم موافق ناميده مىشود و يا مخالف حكم مذكور است ، كه مفهوم مخالف ناميده مىشود . دلالت منطوق : دلالت لفظ بر حكمى كه در كلام ذكر و تلفظ شده باشد ، چه مطابقى ، چه تضمنى و چه التزامى باشد . دلالت نص : دلالت لفظ بر ثبوت حكم منطوق براى مسكوتعنه به سبب وجود معنايى كه در آن است ، و هركس آشنا با زبان باشد ، مىداند كه حكم منطوق به خاطر اشتراك در علت است كه مناط حكم است ، بدون اينكه نيازى به فكر و اجتهاد داشته باشد و اين دلالت ، دلالت نص ناميده مىشود ؛ چون حكم در آن از معناى متن گرفته مىشود نه از لفظ . همچنين مفهوم موافق ناميده مىشود ؛ چون مدلول لفظ در محل مسكوت موافق مدلول آن در محل نطق است . مانند آيهى فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ ( إسراء / 23 ) . در نزد حنفيه دلالت نص و در نزد ديگر اصوليان مفهوم موافق ناميده مىشود و بر دو قسم است : فحوى الخطاب ، آن است كه مسكوتعنه از منطوق نسبت به حكم اولويت دارد ، مثل آيهى فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ ( إسرائيل / 24 ) . لحن الخطاب ، اگر مسكوتعنه مساوى حكم منطوق باشد ، لحن الخطاب است ، مانند آيهى إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ( نساء / 10 ) . دليل : در لغت به معناى راهنماست ، در نزد فقها بر دلالت و ارشاد اطلاق مىشود و علماى اصول گفتهاند : آن است كه با نظر صحيح در آن امكان رسيدن به مطلوب خبرى ( حكم شرعى ) وجود دارد ؛ خواه مطلوب خبرى قطعى باشد ؛ خواه ظنى . قيد مطلوب خبرى را براى آن ذكر كردهاند ، تا آنچه كه در متن جستوجو مىكنند حكم شرعى باشد ؛ چون از دليل به عنوان حجت براينكه آنچه كه مورد جستوجو است ، حكم شرعى است استفاده مىشود و با اين تعريف دليل هم شامل دليل اصول مىشود و هم شامل دليل فروع .